شمس سراج عفيف

336

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

نصب شود ما كه بيكاريم بر كسى درآمد كنيم - چون اين مسكينان فقيران بىنوايان از سبب بيچارگي و بيكاري چندين تعلق و قلق دارند بدين تمنا آه نااميدي « 2 » از دل برميدارند - درين محل سلطان فيروز شاه فرمودي اين تعلق مالا يعني از پيش دل بيكاران دور گردانيدم - هركجا كه بيكاري پركاري بود در محل تسليم ميشدي آري احسن كرداري زهى نيتهاي خالص كه فيروز شاه داشت - هر نيتي كه كرد همه نيك بود - هر قولي و فعلي كه انديشيد تمام براي طلب آخرت بود - كما قال النبي صلى الله عليه و سلم انما الاعمال بالنيات - چنانچه مناسب اين حال حضرت خواجهء نظامي مورخ تواريخ شاهان عليه الرحمة و الغفران ميفرمايد * * ابيات * جهان چيست بگذر ز نيرنگ او * * رهائي بچنگ آور از چنگ او درختىست شش پهلو و چاربيخ * * تني چند را كرده در چار ميخ يكايك ورقهاي ما زين درخت * * به زير اوفتد چون وزد باد سخت مقيمي نه‌بيني درين جاي كس * * تماشا كنان هريكى يك نفس درو هردم از نو بري ميرسد * * يكي ميرود ديگري ميرسد جهان كام و ناكام خواهي سپرد * * به خود مايگي پى چه بايد فشرد درين چار سو هيچ هنگام نيست * * كه كيسه بر مرد خودكام نيست بدام جهان هستى از وام او * * بده وام او رستي از دام او

--> ( 2 ن ) آه از نااميدي *